کسی نوشته بود "از دوست به یادگار دردی دارم". من هم دستبندم را دوباره به نشانهاش بعد از سه سال دستم کردهام, این بار دردش با هالهای از امید همراه است. آدمی را لابد لای ملافهای از امید به این دنیا فرستادهاند, وگرنه اینطور نبودیم که هستیم.
میگویند برای پذیرش همه آنچه برما گذشت از 5 مرحله زد شدهایم, از شوک ، از انکار ،از خشم و چانه زنی ،از افسردگی و پذیرش.
من فکر میکنم مرحله ششمی هم وجود دارد و آن امید است. امیدی که نه که درد نداشته باشد, دارد, ولی هست, هست که بمانیم. که برسیم.
میگویند برای پذیرش همه آنچه برما گذشت از 5 مرحله زد شدهایم, از شوک ، از انکار ،از خشم و چانه زنی ،از افسردگی و پذیرش.
من فکر میکنم مرحله ششمی هم وجود دارد و آن امید است. امیدی که نه که درد نداشته باشد, دارد, ولی هست, هست که بمانیم. که برسیم.
No comments:
Post a Comment